اووووووووف ترکيدم از بس پست نذاشتم ، آخه تا کي ديگه ؟ فرصت از اين بهتر گيرم نيومد !
خب خبر دسته اول اينه که من فردا دارم ميرم دنبال کاراي ثبت نام ، از خر شيطون هم اومدم پايين ، يعني مامان و بابا با مشت و لگد و ملاقه و کلاغه و لنگه کفش و ... خلاصه با هر زوري بود مارو کشيدن پايين از خر شيطون !!!
خبر دسته دوم اينه که بهترين معلم زبان سراي شکوه که معلم ما بود ، از ترم آينده که از چن روز ديگه شروع ميشه معلم ما نيست ، خيلي بد شد چون واقعا آقاي شمسي زادگان ( آقا معلم گل ما ) خيلي اکتيو و فرش بود ، خدا رفتگان شما رو هم بيامرزه !!! اي بابا دور از جون معلم گل ما
امروز بعد از 2 جلسه غيبت رفتم سر کلاس ، چن تا سئوال ازم پرسيد که حسابي شرمنده روي ماهش شديم ، آخه اين ، اين لاين اسکيتينگ و من چي چي يادم بود که رولر بليدينگ و نمي دونم چي چي هم ، هم معنيشه !!!
خلاصه آقاي شمسي زادگان هم از کف ما رفت ، چه آدم خوبي بود . من تيکم گرفته هي دارم علامت تعجب مي زارم ، نمي دونم چم شده ؟!
خب اين پستو بعنوان پست آغازين بعد از چندين هفته کم کاري گذاشتم ، ايشالله دستم راه بيفته هر هفته همين جور هي يه ريزززززززز واستون ور بزنم
خب فردا مي خوايم بريم دانشگاه ببينيم هم کلاسي هاي ما کيا هستن ؟ هر چند که همشون داخل هرمزگان تشريف دارن ، نه ... تورو خدا تو بگو پيام گور هم شد دانشگاه ؟
آخه يه کوچولو به اين محيطش نمي رسن که آدم رغبت کنه پا بزاره توش ، بعد از سالي آقاي مدير تصميم گرفته يه کافي شاپ رو همچين گرومپي وسط حياط دانشگاه علم کنه تا يه خورده خون بره زير پوست دانشجوها
ولي خدائيش من خيلي حيف بودم اگه پام ميرسيد مشهد دانشگاهو مي ترکوندم ، حالا اشکالي نداره وقت بسياره همين پيام گوررو هم بترکونيم واسه دست گرمي خوبه
از هفته ي آينده اتفاقات دانشگاه رو ميزارم و هيدينگ بلاگ رو هم به " دانشگاه پيام گور واحد بندرعباس رشته آي تي " تغيير ميدم
شکار اين دفعه ي من هم يه نيمچه شعره ، اميدوارم خشتون بياد :
گل اگر خــــــار نداشت
دل اگر بي غم بـــود
اگر ازبهر پرستو قفسي تنگ نبود
زندگي ، عشق ، اسارت ، قهر ، آشتي
همه بي معنا بود ...