![]() |
|
![]() |
|
|
دلتنگی های مندوشنبه ششم خرداد 1387
تو چه میدانی این دل كه پشت پیراهنی از گل سرخ پنها ن است . چقدر دلتنگ توست . اگر
دهلیز هایش را ببینی كه با نام تو تزیین شده و اگر صدای تند و هیجان الودش را بشنوی
. ان وقت شاید كمی . فقط كمی مرا درك كنی تو كه هر شب به خوابم میایی .
چه می دانی این چشم كه از میان تیرهای مژ گان و كمان ابروان
. ردپای تو را دنبال میكند .چقدرمشتاق دیدار توست مگر نه این
كه تو دوست بودی پس چرا رفتی و خودت را پشت امواج فاصله
پنهان كردی و ابرهای گر یان را به سوی من فرستادی تا هم
چنان و همواره به یادت ببارند
.خیلی دلتنگ توام . گلوی پر از بغض من هم چنان واژهء دوستی
را فریاد می زند تا شاید باد صدایم را به سرزمینت برساند و تو
بشنوی كه هنوز هم دوستت دارم
به قلم محمد یوسفی |
|
![]() |
|
![]() |
جمهوری خود مختار وروره
دست نوشته های یک دانشجو






