تبليغاتX
جمهوری خود مختار وروره

هر وقت آپ مي‌شم !

    rss






سوتی های وروره و رفقا توی چن روز اخیر

چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387

وروره اومده که سوتی‌های خودشو براتون بگه
اگه چیزی یادم رفت ، لطفا در بخش نظرات یادآوری کنید
همه می‌دونن حافظه کوتاه مدت بنده دچار مشکل هست
یه بار که می‌خواستم با آقای مصطفی ( مدیر سایت بزرگ بیاتوبندر و البته مموش خودمون ) بریم کلاس طراحی وب سایت ، ایشون به من گفت به محسن ( یکی از همکلاسیام هستن ) بگو که با خودش جزوه‌ها رو هم بیاره که کپی بگیریم ، من هم که در همین موقع داشتم توی اینترنت یه مطلب خیلی مهم رو می‌خوندم ، به قدری حواسم پرت بود که نفهمیدم دوباره دارم شماره آقا مصطفی رو می‌گیرم !!!
بعد از اینکه 2 تا بوق خورد آقا مصطفی گوشی رو برداشت و گفت چیه ؟ من خنگ هم همون حرف‌هایی رو که آقا مصطفی به اینجانب گفتن تا به آقا محسن منتقل کنم ، دوباره حواله دادم به خودشون !!!
فک کن ، وقتی مخ آدم به صورت پنج کار کنه چی پیش میاد !!!
ایشون هم تا جان در بدن داشت بهم خندید که منم حسابی از خجالتش در اومدم
البته این وسط آقا مصطفی هم کم سوتی نداده
برای مثال دیروز که کلاس دریم ویور داشتیم ، آقا مصطفی از بس غرق کد‌های HTML شده بودن ، بعد از کلاس به جای اینکه به طرف در خروجی بره اشتباها به طرف در کارگاه بغلی رفت !!
گه گیجه ( بخوانید goh gijeh ) از نوع اچ تی ام الیش رو ندیده بودیم که اونم مشاهده فرمودیم

تازه یه بازی ماتریکس هم دستم بود که به علت تلفظ تاریخی آقا مصطفی نزدیک بود پس بیفتم 
ایشون ماتریکس رو مارتیکس تلفظ نمودن  این تلفظ در حافظه بلند مدت این جانب وروره با موفقیت ثبت گردید و از این به بعد وسیله ای خواهد بود برای سوژه کردن مدیر سایت بیاتوبندر
 
وای امروز برای بچه های گروه خودمون و گروه علوم کامپیوتر کارگاه نصب ویندوز و آشنایی با سخت افزار گذاشتم ُ تا این کلاس تموم شد ُ حنجره این جانب هم تموم شد ( و البته به معنای واقعی دهنم سرویس شد !  )
حالا می فهمم استاد بی چاره از دست من دانشجو چه می کشه تا بخواد یه چیز رو به من حالی کنه !!!





  • وروره گیـــس

    تمامه ناتمامه من !

    با تو تمام می شوم !

    درست ماننده کودکی های دریا ، وقتی به آغوشه دریا می رسد !!

آرشيو وبلاگ

من در ديگر سرويس ها