تبليغاتX
جمهوری خود مختار وروره

هر وقت آپ مي‌شم !

    rss






آخ که دلم آتیش می گیره ...

یکشنبه هفدهم آذر 1387

 

کاشکی اون کسی که دلم باهاشه برای 5 ثانیه مجنون می شد

تا حالا بهش فک نکردم

خیلی بده که آدما اینقدر مغرورن که حاضر نیستن غرورشونو نادیده بگیرن و همیشه موقعی غرورشونو نادیده می گیرن که دیگه دیر شده 


دیوونم کرد و خیلی راحت هر جور خواست با من بازی کرد

من هر روز به خاطرش غرورم رو گذاشتم زیر پام و لگد مالش کردم ولی اون حاضر نشد این کارو انجام بده

نتیجش یه دنیا غم برای من بود و فکر می کنم حسرت روزای رفته برای اون  

 





  • وروره گیـــس

    تو را با اشک و خون از سینه راندم آخر

    که تا در جام قلب دیگری ریزی شراب آرزوها را

    به زلف دیگری آویزی آن گلهای صحرا را

    بگو با من مگو دیگر مگو از هستی و مستی

آرشيو وبلاگ

من در ديگر سرويس ها