تبليغاتX
جمهوری خود مختار وروره

هر وقت آپ مي‌شم !

    rss






بهمن و مصائب این ماه !

پنجشنبه دهم بهمن 1387

بنا به مصلحت ها و در راستای نترشیدن در خونه ( به سبک پسرکان ترشیده ! ) تصمیم به اشتغال زود بازده و مفید نموده ام

فعالیت های اینجانب :

۱. خفت کردن هر چی مقام پر رو در دانشگاهمون هست

۲. تدریس خصوصی ! اونم از نوع آی سی دی ال !

۳. هر روز بیرون رفتن با مصطفی ( در جهت بالا بردن اعتماد به نفس ! )

۴. ثبت نام در آموزشگاه غام غام ( رانندگی پایه ... نمی دونم دو بود یا یک ٬ اه همین که برا ماشینه ! )

۵. خوردن مخ مامان جونی برای خریدن یک دستگاه لپ تاپ !

دیگه چیزی نمونده از نداشتن لپ تاپ افسردگی بگیرم ٬ منظورم اینه که گرفتم

دکتر بهم گفته مبتلا به اپیدمی لپ تاپ شدم ! یکی به من کمک کنه !

۶. فکر کردن راجع به یه بنده خدایی که یادی از ما نمی کنه ! ( تاپ سیکرت ! )

وای چقدر طرح اوقات فراغت بعد از امتحانا طولانیه ! فک کنم هیچ زمان آزادی دیگه برام نمونده باشه ! باید خواب خودم رو هم سهمیه بندی کنم !

ببخشید اگه ته همه جملاتم علامت تعجب می ذارم آخه من کل آدم متعجبی می باشم ! 

در ضمن یکی از دوستان هم خیلی کلافست از دست یکی دیگه ! موضوع به شدت گره خورده ای خدا خودت به داد جماعت دوستان ما برس ! آخه چرا !!!!؟؟؟؟؟؟

این آموزشگاهه عین سرزمین عجایب می مونه ! همیشه خدا بسته هست ! انگار که فقط من اونجا تدریس می کنم !

تازه یه کلاس هستش که جلوی کلاس من دقیقا همون ساعتی که می خوام برم پر دختر تین ایجر از نوع نیم وجبی و جیغ جیغوئه !

اگه بدونین ٬ موقع بیرون اومدن ز کلاس چقدر ور ور ور می کنن ! دست منو هم از پشت بستن !

من فک می کردم فقط خودم این همه حرف می زنم نگو اینا دیگه از ما هم بدترن !

تشبیه ای که بتونه کامل اونا رو توصیف کنه اینه : جوجه مرغ های تین ایجر ! می بینمشون یاد انیمیشن فرار مرغی می افتم !

اوووووووووف ترکیدم چقدر حرف می زنم ! ناهید خانوم من نه کمربند می خوام نه تسمه ٬ من الان فقط فرار رو بر قرار ترجیح می دم !





  • وروره گیـــس

    تمامه ناتمامه من !

    با تو تمام می شوم !

    درست ماننده کودکی های دریا ، وقتی به آغوشه دریا می رسد !!

آرشيو وبلاگ

من در ديگر سرويس ها