تبليغاتX
جمهوری خود مختار وروره

هر وقت آپ مي‌شم !

    rss






مدرسه موشها !

چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388

این روزا روزای خوشی نیستن ، ولی به جهنم ! من که نیومدم راجع به بدبختی هام بنویسم !

 

دوو روز پیش امیرمسعود یه بسته شادی جوانه پویا خریده بود ، خیلی باحال بود

 

از توش یه دونه دی وی دی مدرسه موشها در اومد !

 

 

یهو یاد بچگی هام افتادم ، این برنامه عروسکی یکی از برنامه های مورد علاقه ی ما توی اون سن بود

 

یادش بخیر ، از گربهه اینقدر می ترسیدم

 

ولی عوضش بعد از دیدن مدرسه موشها ، هر چی گربه توی محله بود از دست من امون نداشتن

 

ولی گربه ها هم انتقام سختی ازم گرفتن ، یه بار دم یه گربهه رو کشیدم ، معلوم بود از اون جونور های تخسه ، یه یادگاری تو صورتم انداخت و در رفت

 

نامرد پنجول کشید تو صورتم

 

بابام وقتی بچه بودم بهم می گفت موش موشک !

 

یادش بخیر ، روزای خوبم داشت ...

ما پری ها

که می دویم

و از حضور خورشید

خود را پنهان می کنیم

 

 

به دنباله

تاریکی می رویم !

مانند یک رویا ...

مانند یک رویا ...

 

چنان باش که فطرتت تو را به ان می خواند ...

چنان باش که فطرتت می نگرد ...

 

این معنی ترانه آهنگه اینگلیسیه که اینجا براتون گذاشتم برای دانلود ( با قابلیت رزیوم )





  • وروره گیـــس

    تو را با اشک و خون از سینه راندم آخر

    که تا در جام قلب دیگری ریزی شراب آرزوها را

    به زلف دیگری آویزی آن گلهای صحرا را

    بگو با من مگو دیگر مگو از هستی و مستی

آرشيو وبلاگ

من در ديگر سرويس ها