عطرِ خاطرهها

چند روز پیش به عینه دیدم که معجزۀ عطر ینی چی
داشتم توی یه مجتمع قدم میزدم، از کنارِ باجۀ عطرفروشی رد شدم
بوی عطری به مشامم خورد که منو پرت کرد به دورانِ نوجوانی و آدمی خاص به نظرم اومد و خاطراتی خوب
دیگه نه اثری از اون آدم در زندگیِ من هست ، نه خاطرۀ خوشی مونده و نه حتی نشانی از نوجوانی و سادگیهای اون دوران و اون دنیا
حالم دگرگون شد ، بد نشدم ولی بیحس شدم ، دیگه حسِّ مطبوعی نداشتم ، یکجور بیحسی اُفتاد تو ذهن و تنم .
از خودم میپرسم اون حسِّ شفافُ ناب رو کجا میتونم دوباره بدست بیارم ؟!
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم دی ۱۳۹۱ ساعت ۱۲:۴۷ ق.ظ توسط وروره گیـــس
|