من از تو راه برگشتی ندارم ...

 

من از تو راه برگشتی ندارم ...

من از تو راه برگشتی ندارم تو از من دنیامو گرفتی
تمام جاده ها رو دوره کردم تو قبلا رد پاهامو گرفتی
من از تو راه برگشتی ندارم به سمت تو سرازیرم همیشه
تو می دونی اگه از من جدا شی منم که سمت تو می رم همیشه
من از تو راه برگشتی ندارم به سمت تو سرازیرم همیشه
تو می دونی اگه از من جدا شی منم که سمت تو می رم همیشه

مسیر جاده بازه رو به من اما برای دل بریدن از تو گیره
کسی که رفتن و باور نداره اگه مرده سفر باشه نمی ره ...

من از تو راه برگشتی ندارم به سمت تو سرازیرم همیشه
تو می دونی اگه از من جدا شی منم که سمت تو می رم همیشه
من از تو راه برگشتی ندارم به سمت تو سرازیرم همیشه
تو می دونی اگه از من جدا شی منم که سمت تو می رم همیشه

خودم گفتم یه راه رفتنی هست خودم گفتم ولی باور نکردم
دارم می رم که تو فکرم بمونی دارم می رم دعا کن برنگردم ...

 

پی نوشت :

رونوشت به یکی ...

دانلود کنید ...

قربان نگاه بارانی ات ...

 

 

نمي گم عوض شدي نه تو هنوزم مهربوني
حدسش رو من زده بودم نمي خواي پيشم بموني
روزاي اول اين عشق اشتياقت تازه تر بود
 حالا با صد التماسم واسه من شعر نمي خوني
بعضي وقتا اگه حرف و خبري جايي نباشه
نمي ري ديگه سراغ قصه هاي خودموني
گفتي تنها نامه ي من تو دس همه ست عزيزم
نامتو من بفرستم حالا به كدوم نشوني
بنويسم روي پاكت با يه تيكه ياد غربت
برسه به يه ستاره به يه عشق آسموني

پشت پنجره نشستم واسه ي تو مي نويسم
كه شايد رد شه از اينجا ايه ي محو جنوني
يه روزي خوندم يه جايي از عزيز بي وفايي
واسه ي دوام يك عشق عاشق و بايد بروني
بهترين جمله ي دنيا فكر كنم همينه زيبا
عمري دنبال تو بودم اوني كه مي خوام هموني
صبر و حوصله نداشتن عادت همه ست عزيزم
تو كه نيستي مثل اونها تو خود رنگين كموني
نه جواب نامت اين نيس اون و بعدا مي نويسم
كه سلام گلدونا رو به گلاشون برسوني
گفتم اين رو بنويسم كه دوست دارم عزيزم
بيشتر از تو مي دونم كه تو اينو نمي دوني

پی نوشت : مریم ...

دانلود کنید

تنهایی

 

lonely

 

تنهایی ام را با تو قسمت می کنم سهم کمی نیست
گسترده تر از عالم تنهایی من عالمی نیست

غم آنقدر دارم که می خوام تمام فصل ها را
بر سفره ی رنگین خود بنشانمت بنشین غمی نیست

حوای من ! بر من مگیر این خودستایی را که بی شک
تنها تر از من در زمین و آسمانت آدمی نیست

آینه ام را بر دهان تک تک یاران گرفتم
تا روشنم شد در میان مردگانم همدمی نیست

همواره چون من نه ! فقط یک لحظه خوب من بیندیش
لبریزی از گفتن ولی در هیچ سوی ات محرمی نیست

من قصذ نفی بازی گل را و باران را ندارم
شاید برای من که همزاد کویرم شبنمی نیست

شاید به زخم من که می پوشم ز چشم شهر آنرا
در دستهای بی نهایت مهربانش مرحمی نیست

شاید و شاید هزاران شاید دیگر اگر چه
اینک به گوش انتظارم جز صدای مبهمی نیست

 

هراس من از ترک اینجا . هراس من از تمام دقایق این زندگی بدون تو .

چیزایی که ترجیح دادی و ترجیح دادم در برابرشون سکوت کنم

حتی ارزش بیان هم نداره . ولی من بازم مثل احمقا بیان می کنم ...

این ترانه ی منه ...

من یه هیچ کس بودم تو این زندگی ...

پی نوشت : شعر از محمد علی بهمنی شاعر هرمزگانی .

یادآوری

"با همه همون جور رفتار کن که باهات رفتار می کنن"

صدات هنوزم بعد از یک سال تو گوشم می پیچه ...

فقط یادآوری بود . تو باور نکن !

سکوت

من اگر سکوت می کنم نه به خاطر خشم است و نه غضب

و من هنوز هم در عجبم از تو ! که ناتوانی از تفسیر نگاه من

و از تفسیر سکوت من ...

و من همچنان در حسرت خیلی چیزها مانده ام .

و راهی جز سکوت نمی بینم

که باور کن همین سکوت برای من بهتر است و برای تو نیز ...

و خیال نکن که این سکوت برای من راحت است .

این منم که گاهی محو می شوم در دنیای سکوت ...

و خیالپردازی می کنم

گاهی تا مرز جنون تنهایی پیش می روم ...

گاهی برایت می میرم ...

زندگی من اکنون در سکوت و تنهایی خلاصه شده ...

سکوتی ناخواسته و سخت ...